
زودتر از اونی ک فکرشو میکردم دلم برا موهام تنگ شده... برا دم اسبی بستنش...اونم با کش موی زهرا.. برا موهای جلوم که تل زهرا رو بزنم.. برا شونه زدناش...چقد موهای ی دختر براش عزیزه.. موهای زهرا تا الان باید رشد کرده باش.. یادش بخیر اون روزی ک موهای بافته شده نازشو گرفتمxa0 باز کردم... دلم ضعف رف...خداجونم مواظبش باش... سپردمش به خودت.....
ادامه مطلب
بعد ۲۵ روز اومدم سراغ خاطراتم....نت نداشتم.. دلم برا وبم تنگ شده.... این چن روز رو با خوب و بد...تلخ و شیرین گذروندم.... الان از وب زری اومدم...خالش....چی کشیده زهرام...الهی دورش بگردم.. باورم نمیشد...ان شاالله مشکلشون حل بشه... لیلا بم گف دیگ بهش پی ام ندم...هرروز ب انلاین بودنش نگا میکنم... دلم میخاد صداش کنم ولی نمیشه..اجازه ندارم... خیلی دلتنگشم...چن شب پیش دلم خیییلی گرفت...زدم زیر گریه.. از خدا اول سلامتیش و بعدم خوشی و موفقیتشو میخام... امسال اگ آقام بطلبه میخام برم کربلا...قید مدرسمو میز...
ادامه مطلب
xa0امسال خیلی ذوق و شوق مدرسه نداشتم...بعد اون همه مهمون و عروسی و جشن کلی خستگی داشتم ک مد شرو شد.. روز اول ک برا کلاس ما خبری نبود...امروزم زبان و فیزیک... دبیرا رو هم دیدم کلی خوشحال شدم.. خانم کمالیم از مد رفته ک خوشحالی بروبچ تجربی رو بیشتر کرد..دبیرا هم دبیرای سابق خانم موسوی هم دبیر ما نیس....اینم خیلی خوبه.... ب کل روزای خوبی بود....دلم برا غزال و زهرا « نویسنده دلنوشته های خاص» xa0تنگ شده... آیدی تلگم pariya_banoo xa0اگ تونستین بهم سر بزنین...
ادامه مطلب
دلم برا وبم خیلی تنگولیده.. این چن روز همش درگیر مراسم عروسی آبجی گلم و عقد داداشیم بودم... الانم تاره از مراسم و جشن برگشتیم... این چن روز فامیلامون از تهران اومدن... داداشیمم ی چیزی رو فهمید..باهام حرف زد...دمش گرم با اونم تا الان حرف نزدم..سخته واقعا.. خیییلی این روزا خوش گذشت..امشبم ترکونددم..رو پا بند نبودم..رقص و شاباش و بزن و بکوب..عالــــــــــــــی فردا هم میریم خرید باید برم بخابم قربون اون دوسایی بشم ک سراغ گرفتن......
ادامه مطلب
آهنگ نباشی پیشم از علیرضا طلیسچی عزیز... خیلی آهنگ قشنگی بود..پیشنهاد میدم یه بار گوش بدین xa0 xa0 xa0 xa0 با این که نمی بینم تو رو هرگز دوباره نبودنت رو زندگیم تاثیر گذاره آروم ترم جز وقتی داره بارون می باره با این که همه چی مثل قبل جور نیست ولی خوشبختی هم دور نیست میرسه یه روزی که یک نفر جات میاد که اندازه تو مغرور نیست نباشی پیشم سخت می گذره بی شک اما باز میشه تحمل کرد خستم از دنیا از منه بی تو از یه مشت خاطره ی بودن دیونه میشم وقتی رو دیوار نقشی از لبخند تو پیداست بعد تو هیشکی منو نرنجوند ح...
ادامه مطلب
حالم خوش نیس... امروز همش خوابیده بودم...زهرا هم که... نمیدونم حالش خوبه یا نه..ولی ان شاالله که خوب و خوشه...لیلا نمیذاره عشق من غمگین باشه.. امروز با مامانم و آبجیم دعوا کردم...قرار بود بریم پیش خیاط که لباسمو تحویل بگیرم...ولی نبردنم.. آبجی کوشیکمم باید امروز بره پانسمانش رو عوض کنه.. دلم میخاد یه چیزی بنویسم اما پر از آشوبم..نمیتونم...این چن روز کلی رمان خوندم از سر بیکاری... از فردا اگه خدا بخاد و همت کنم شرو میکنم به درس خوندن... کلی آدم بهم سفارش کردن این تابستونو بشینم درس بخونم ولی ک...
ادامه مطلب
وقتی قلبی رو عاشق کردی... وقتی وجودی رو وابسته کردی... وقتی نفس های یه نفر رو به نام خودت زدی... وقتی جون کسی رو به نفس های خودت گره زدی... وقتی احساس را در کسی روشن کردی.. وقتی که قلب کسی را صاحب شدی.. وقتی گفتی از جونت بیشتر دوسش داری.. فقط...امانت دار خوبی باش... تنهاش نذار...ترکش نکن...بهش خیانت نکن.. اگه بری... اگه ترکش کنی.. چه با خداحافظی...چه بی خداحافظی... او میمیرد... نه اینکه نفس هایش قطع و تنش سرد شود...نه احساسش میمیرد.. وهر عاشقی میداند مرگ احساس دردناکترین مرگ دنیاس......
ادامه مطلب
دیشب توی مجازی یکی از دوستای دوره راهنماییمو یافتم.... باورم نمیشد...خوشحال شدم..تنها خوبی که تو عمرم از مجازی دیدم همین بود.. هیچوقت فک نمیکردم دوباره پیداش کنم.. دفتر خاطراتم دستشه..واااااااای خدای من...میتونم ازش بگیرم...یادش بخیررررر... شکرت خدا...به داده و ندادت شکر... خداجونم زهرا حالش خوب باشه...خوش باشه...عاقبت بخیر باشه.. از اون شبی که اون خواب بد رو دیدم تا الان همش دلشوره دارم...مواظبش باش... سپردمش به خودت.. xa0...
ادامه مطلب
اوووووف... انقده خستم....دیروز همسایمون بهمون گفت من فردا مهمون دعوت کردم خونمون کوچیکه توی خونه ی شما مهمونیمو میگیرم...مامی ما هم قبول کرد... انقد زیاد بودن..سردرد گرفتم وحشــتناک...الانم باید برم ظرفا رو جم و جور کنم... راسی...خدایا شکرت...بابت زهرا ممنونم ازت...زهرا رفیق فابریک دوران ابتداییم بود... یَــــک خرابکاریایی با هم میکردیم...دو سه بار از کلاس بیرون موندیم بابت شیطنتامون...دیروزxa0 از طریق مهسا شمارشو پیدا کردم...انقد خوشحال شدم... کاش بقیه دوسامم کم کم پیداشون بشه...ینی چی میشه ...
ادامه مطلب
امروز تولد دختر خاله جیگرم بود... دیشب بش زنگیدم ...بیرون بودن...کلی باهم حرف زدیم..انقده خوشحال شدم.. مثلا قرار بود ما امروز تهران باشیمااا ولی بخاطر کارای آبجیم نشد.. عب نداره هفته بعد انشاالله اونا میان اینجا... عخییی میخاسیم بریم تهران از اونور بریم مشهد و شمال ولی خب یکی گند زد به برنامه هامون ولی بد هم نشد.. اوووممم فهلا یکی آنلاینه...تا بعد xa0...
ادامه مطلب
الان رفتم آرشیو.. دیدم شهریور پارسال اصن پست نذاشتم..جز آخرین روزش..اونم بخاطر اینکه سر ذوق بودم بابت دیدن زهرام.. الان حس خوبی دارم...همه جا آرومه...هیشکی نیس... فقط خودمم و خدام... شکرت خدا بابت این هیجده سال عمری که بهم دادی... شکرت بابت خانواده ی خوب و سالمی که دارم...سقفی که بالا سرمه.. ممنونم ازت که یه مدتی زهرا رو سر راهم گذاشتی... شکرت که الان نیس... ازت ممنون میشم اگ مواظب زهرا باشی..اگ هواشو داشته باشی.. خییییییلی خوشبختم که دوستای گلی مثه غزال و مهسا ومعصوم و فاطی و .... بقیه دور و ...
ادامه مطلب
اوووووووووووووووف.. خستمممم...چقد این چن روز سرم شلوغ بود...همش درگیر کارا..کارای عروسی آبجی خانومم و نامزدی داداشگلمم...الهی قربونشون بشم... داداش جونم که بعد دوسال درگیری و مخالفت و بدبختی رسیدی به اونی که میخاس.. اینجوریا ک پیدا بود فقط داداشم و عروس خانومو و خونوادش راضی بودن...از طرف ما همه مخالف بودن... این وصلت اگ عادی پیش بره مطمئنا تهش به ماجرای تلخه ولی اگ از طرف خدا یه لطفی بشه زندگیشون آروم و بی دغدغه میگذره...همه ناراضی... فقط بخاطر تهدیدی ک داداشیم کرد بابام راضی شد.. البته باب...
ادامه مطلب
بعضیا حالشون خیلی بده....حرفی ندارم...جـــــــــز خداجونم شِفای عاجل عنایت فرما... xa0...
ادامه مطلب